فرهنگ آریان‌پور

کمبود

#۱۶۲٬۷۹۵

معنی‌های انگلیسی
۱

deficit

کمبود، کسر، کسر عمل، کسر درآمد

۲

dearth

کمیابى و گرانى، قحط و غلا، کمبود

۳

leakage

تراوش، نشت، چکه، کمبود، کسر، کسرى، فاش شدگى (اسرار)، مقدارى که معمولاً براى کسرى در اثر نشتى درنظر مى گیرند

۴

shortage

کسرى، کمبود

۵

deficiency

نقص، کمى، کمبود، کسر، ناکارآیى

۶

shortcoming

(defect , deficiency =) ـ قصور، کاستى، نکته ضعف، کمبود

۷

lack

نبودن، نداشتن، احتیاج، فقدان، کسرى، فاقد بودن، ناقص بودن، کم داشتن

۸

fault

کاستى، تقصیر، گناه، عیب، نقص، خطا، اشتباه، شکست زمین، چینه، گسله، تقصیر کردن، مقصر دانستن

۹

pinch

نیشگون گرفتن، قاپیدن، مضیقه، تنگنا، موقعیت باریک، سر بزنگاه، نیشگون، اندک، جانشین pinch poverty scarcity

۱۰

defect

کاستى، آهو، عیب، نقص، ترک کردن، مرتدشدن، معیوب ساختن

۱۱

demerit

عدم لیاقت، ناشایستگى، ناسزاوارى، سرزنش

۱۲

inadequacy

نابسندگى، نارسایى، نامناسبى، بى کفایتى، عدم تکافو، عدم کفایت