فرهنگ آریان‌پور

کم نور

#۱۶۲٬۶۸۵

معنی‌های انگلیسی
۱

gleamy

کم نور، سوسوزن

۲

dim

تار، تاریک، کم نور، مبهم، تیره کردن

۳

pale

کمرنگ، رنگ پریده، رنگ رفته، بى نور، رنگ پریده شدن، رنگ رفتن، در میان نرده محصور کردن، احاطه کردن، میله دار کردن، نرده، حصار دفاعى، دفاع، ناحیه محصور، قلمرو، حدود

۴

faint

کم، کمى، اندکى، به طور خفیف، بسستى، درحال ضعف

۵

dusky

تاریک، مبهم

۶

lambent

ملایم، نرم، داراى روشنایى ملایم

۷

sunless

بى نور، بى آفتاب

۸

lackluster

بى نور، تاریک، بدون زرق و برق، تار و بى برق