فرهنگ آریان‌پور

کم مایه

#۱۶۲٬۶۵۷

معنی‌های انگلیسی
۱

thin

نازک، باریک، لاغر، نزار، کم چربى، کم پشت، رقیق، کم مایه، سبک، رقیق و آبکى، کم جمعیت، به طور رقیق، نازک کردن، کم کردن، رقیق کردن، لاغر کردن، نازک شدن، کم پشت کردن

۲

trivial

جزیى، ناچیز، ناقابل، کم مایه، مبتذل، بدیهى

۳

wishy washy

آبکى، رقیق، کم مایه، سست، زیپو، بى مزه

۴

washy

آبکى، رقیق، آب زیپو، کمرنگ، سست

۵

shallow

کم ژرفا، کم عمق، کم آب، سطحى، کم عمق کردن skindeep

۶

sparing

تیردکل، (در ساختمان) تیر آهن یا الوار، مشت بازى کردن، مشاجره کردن، نزاع spar

۷

superficial

صورى، سطحى، سرسرى، ظاهرى