فرهنگ آریانپور
کم مایه
#۱۶۲٬۶۵۷
thin
نازک، باریک، لاغر، نزار، کم چربى، کم پشت، رقیق، کم مایه، سبک، رقیق و آبکى، کم جمعیت، به طور رقیق، نازک کردن، کم کردن، رقیق کردن، لاغر کردن، نازک شدن، کم پشت کردن
trivial
جزیى، ناچیز، ناقابل، کم مایه، مبتذل، بدیهى
wishy washy
آبکى، رقیق، کم مایه، سست، زیپو، بى مزه
washy
آبکى، رقیق، آب زیپو، کمرنگ، سست
shallow
کم ژرفا، کم عمق، کم آب، سطحى، کم عمق کردن skindeep
sparing
تیردکل، (در ساختمان) تیر آهن یا الوار، مشت بازى کردن، مشاجره کردن، نزاع spar
superficial
صورى، سطحى، سرسرى، ظاهرى