فرهنگ آریان‌پور

کم‌ کم

#۱۶۲٬۶۱۹

معنی‌های انگلیسی
۱

gradual

بتدریج، رفته رفته

۲

gradually

بتدریج، رفته رفته

۳

piecemeal

به اجزاء ریز تقسیم کردن، خردخرد، تکه تکه، بتدریج، تدریجى

۴

imperceptible

دیده نشدنى، غیر قابل مشاهده، جزیى، غیر محسوس، تدریجى، نفهمیدنى، درک نکردنى imperceptibly