فرهنگ آریان‌پور

کم کردن

#۱۶۲٬۶۰۸

معنی‌های انگلیسی
۱

bate

کم کردن، تخفیف دادن، پایین آوردن، نگهداشتن (نفس)، راضى کردن، دلیل و برهان آوردن، بال زدن به طرف پایین، خیساندن چرم درماده قلیایى

۲

deduct

کم کردن، کسر کردن، وضع کردن

۳

cut

(past: cut ; past participle: cut) ـ بریدن، بریدگى، بریده، تقلیل دادن، گسیختن، گسستن، چیدن، زدن، پاره کردن، قطع کردن، کم کردن، تراش دادن (الماس و غیره)، عبور کردن، گذاشتن، برش، چاک، شکاف، معبر، کانال، جوى، تخفیف

۴

relax

لینت دادن، شل کردن، کم کردن، تمدد اعصاب کردن، راحت کردن

۵

shade

سایه، حباب چراغ یا فانوس، آباژور، سایه بان، جاى سایه دار، اختلاف جزیى، سایه رنگ، سایه دار کردن، سایه افکندن، تیره کردن، کم کردن، زیر و بم کردن shade soften subtract thin weaken

۶

deduce

استنباط کردن، دریافتن، نتیجه گرفتن، کم کردن، تفریق کردن

۷

rebate

کاستن، کم کردن، کند کردن، بى ذوق کردن، تخفیف، کاهش

۸

detract

کاستن، کاهیدن، کم کردن، کسر کردن، گرفتن

۹

retrench

قطع کردن، حذف کردن، کم کردن، داراى سنگر موقتى زیر زمینى کردن، از نو خندق ساختن، مستحکم کردن

۱۰

alleviate

سبک کردن، آرام کردن، کم کردن

۱۱

disquantity

(diminish =) ـ کم کردن، کاستن

۱۲

draw off

کاستن، کم کردن، جدا کردن، مجزا کردن، دور کردن از