فرهنگ آریانپور
کم زور
#۱۶۲٬۵۳۰
feeble
ضغیف، کم زور، ناتوان، عاجز، سست، نحیف
weak
علیل المزاج، ضعیف، بى بنیه، کم بنیه
puny
ریزه اندام، ضعیف، درجه پست، کوچک، قد کوتاه
spent
(past: spent ; past participle: spent) ـ صرف کردن، پرداخت کردن، خرج کردن، تحلیل رفتن قوا، تمام شدن، صرف شدن
flabby
سست، نرم، شل و ول، داراى عضلات شل
little
اندک، کم، کوچک، خرد، قد کوتاه، کوتاه، مختصر، ناچیز، جزیى، خورده، حقیر، محقر، معدود، بچگانه، درخور بچگى، پست
weakling
ضعیف، سست عنصر، ناتوان، بى بنیه، کم بنیه
nerveless
بى عصب، بى غیرت
effeminate
زن صفت، نرم، سست، بیرنگ، نامرد