فرهنگ آریانپور
کم حرف
#۱۶۲٬۴۷۰
laconic
کم حرف، مختصر گو، کوتاه، موجز
taciturn
کم حرف، کم گفتار، کم سخن، خاموش، آرام
incommunicative
کم حرف، کم سخن، بى معاشرت و بى آمیزش
spare
دریغ داشتن، مضایقه کردن، چشم پوشیدن از، بخشیدن، براى یدکى نگاه داشتن، درذخیره نگاه داشتن، مضایقه، ذخیره، یدکى، لاغر، نحیف، نازک، کم حرف، یدک
uncommunicative
بى علاقه به مکالمه و تبادل فکر و خبر، خاموش، کم حرف closemouthed
tight lipped
(tight mouthed =) ـ کم حرف، خاموش، رازدار
tight mouthed
(tight lipped =) ـ کم حرف، خاموش، رازدار
mute
گنگ، لال، بى صدا، بى زبان، صامت، کسر کردن، خفه کردن
inward
درونى، تویى، داخلى، (مجازى) باطنى، ذاتى، داخل رونده، دین دار، پرهیزکار، رام، درون
reserved
پس نهاد، کنار گذاشتن، پس نهاد کردن، نگه داشتن، اختصاص دادن، اندوختن، اندوخته، ذخیره، احتیاط، یدکى، (در مورد انسان) تودار بودن، مدارا، از پیش حفظ کردن، رزرو کردن
reticent
محتاط در سخن، کم گو saturnine shortspoken terse tightlipped