فرهنگ آریان‌پور

کم حرف

#۱۶۲٬۴۷۰

معنی‌های انگلیسی
۱

laconic

کم حرف، مختصر گو، کوتاه، موجز

۲

taciturn

کم حرف، کم گفتار، کم سخن، خاموش، آرام

۳

incommunicative

کم حرف، کم سخن، بى معاشرت و بى آمیزش

۴

spare

دریغ داشتن، مضایقه کردن، چشم پوشیدن از، بخشیدن، براى یدکى نگاه داشتن، درذخیره نگاه داشتن، مضایقه، ذخیره، یدکى، لاغر، نحیف، نازک، کم حرف، یدک

۵

uncommunicative

بى علاقه به مکالمه و تبادل فکر و خبر، خاموش، کم حرف closemouthed

۶

tight lipped

(tight mouthed =) ـ کم حرف، خاموش، رازدار

۷

tight mouthed

(tight lipped =) ـ کم حرف، خاموش، رازدار

۸

mute

گنگ، لال، بى صدا، بى زبان، صامت، کسر کردن، خفه کردن

۹

inward

درونى، تویى، داخلى، (مجازى) باطنى، ذاتى، داخل رونده، دین دار، پرهیزکار، رام، درون

۱۰

reserved

پس نهاد، کنار گذاشتن، پس نهاد کردن، نگه داشتن، اختصاص دادن، اندوختن، اندوخته، ذخیره، احتیاط، یدکى، (در مورد انسان) تودار بودن، مدارا، از پیش حفظ کردن، رزرو کردن

۱۱

reticent

محتاط در سخن، کم گو saturnine shortspoken terse tightlipped