فرهنگ آریان‌پور

امیختن - در هم -

#۱۶٬۲۴۶

معنی‌های انگلیسی
۱

immix

در هم آمیختن، آمیزش یافتن

۲

intermix

به هم آمیختن، در هم آمیختن، با هم مخلوط کردن

۳

interlace

درهم بافتن، به هم پیچیدن، در هم آمیختن، در هم بافتن، مشبک کردن، از هم گذراندن، تقاطع کردن