فرهنگ آریان‌پور

کم تولید

#۱۶۲٬۴۴۶

معنی‌های انگلیسی
۱

lean

(past: leaned, leant ; past participle: leaned, leant) ـ تکیه کردن، تکیه زدن، پشت دادن، کج شدن، خم شدن، پشت گرمى داشتن، متکى شدن، تکیه دادن به طرف، تمایل داشتن، لاغر، نزار، نحیف، اندک، ضعیف، کم سود، بیحاصل

۲

hardscrabble

داراى زندگانى سخت و مشکل، سخت مشغول، پرمشغله