فرهنگ آریان‌پور

کم‌ اهمیت

#۱۶۲٬۳۶۹

معنی‌های انگلیسی
۱

puny

ریزه اندام، ضعیف، درجه پست، کوچک، قد کوتاه

۲

little

اندک، کم، کوچک، خرد، قد کوتاه، کوتاه، مختصر، ناچیز، جزیى، خورده، حقیر، محقر، معدود، بچگانه، درخور بچگى، پست

۳

minute

دقیقه، دم، آن، لحظه، پیش نویس، مسوده، یادداشت، (به صورت جمع) گزارش وقایع، خلاصه مذاکرات، خلاصه ساختن، صورت جلسه نوشتن، پیش نویس کردن بسیار خرد، ریز، جزیى، کوچک

۴

paltry

(paultry =) ـ آشغال، چیز آشغال و نا چیز، جزیى

۵

slight

مقدار ناچیز، شخص بى اهمیت، ناچیز شمارى، بى اعتنایى، تحقیر، صیقلى، تراز، لاغر، نحیف، باریک اندام، پست، حقیر، فروتن، کودن، قلیل، اندک، کم، ناچیز شمردن، تراز کردن

۶

fiddling

ویولن، کمانچه، ویولن زدن، زرزر کردن، کار بیهوده کردن fiddle

۷

fractional

کسرى، کوچک

۸

negligible

ناچیز، جزیى، بى اهمیت، قابل فراموشى

۹

insignificant

ناچیز

۱۰

inconsequential

ناپى آیند، غیر منطقى، نامربوط، بى اهمیت، ناچیز