فرهنگ آریان‌پور

کم - مقدار -

#۱۶۲٬۳۰۷

معنی‌های انگلیسی
۱

morsel

لقمه، تکه، یک لقمه غذا، مقدار کم، لقمه کردن

۲

snatch

ربایش، ربودگى، قاپ زنى، ربودن، قاپیدن، بردن، گرفتن، مقدار کم، جزیى

۳

modicum

مقدار کم، مقدار یا قسمت کوچک، اندک

۴

smidgen

(smidgeon , smidgin =) ـ مقدار کم، قطعه، تکه

۵

smidgin

(smidgen , smidgeon =) ـ مقدار کم، قطعه، تکه

۶

soupcon

مقدار کم، اندازه کم، کمى

۷

spatter

پاشیدن، آلودن، ترشح، ترشح کردن، مقدار کم

۸

smidgeon

(smidgen , smidgin =) ـ مقدار کم، قطعه، تکه