فرهنگ آریان‌پور

کم

#۱۶۲٬۲۹۱

معنی‌های انگلیسی
۱

exiguous

کم، لاغر، خرد

۲

few

معدود، اندک، کم، اندکى از

۳

rare

نادر، کمیاب، کم، رقیق، لطیف، نیم پخته

۴

light

به سبکى، آهسته، یواش، کم، به چابکى، تند، با خونسردى، از روى بى علاقگى

۵

scant

اندک، کم، معدود، قلیل، نحیف، مقدار قلیل، کم دادن، بخیلانه دادن، تخفیف یافتن، ناکافى

۶

remote

دور، دوردست، بعید، پرت، دور دست، جزیى، کم، متحرک remote عامیانه‌

۷

junior

اصغر، موخر، کم، زودتر، تازه تر، دانشجوى سال سوم دانشکده یا دبیرستان

۸

little

اندک، کم، کوچک، خرد، قد کوتاه، کوتاه، مختصر، ناچیز، جزیى، خورده، حقیر، محقر، معدود، بچگانه، درخور بچگى، پست

۹

rarely

بندرت، کم، کمتر، ندرت، استثنایى، به طور فوق العاده، با مهارت کمیاب

۱۰

lightly

به سبکى، آهسته، یواش، کم، به چابکى، تند، با خونسردى، از روى بى علاقگى

۱۱

marginal

حاشیه اى، مرزى، وابسته به حاشیه، کم

۱۲

low

خوار، دون، پست، صغیر، افتاده، فروتن، بى ادب، به طور پست مجازی‌

۱۳

skimpy

لئیم، خسیس، قلیل، اندک، نحیف، ناقص احتمال‌

۱۴

outside

بیرون، برون، ظاهر، محیط، دست بالا، برونى