کم
#۱۶۲٬۲۹۱
exiguous
کم، لاغر، خرد
few
معدود، اندک، کم، اندکى از
rare
نادر، کمیاب، کم، رقیق، لطیف، نیم پخته
light
به سبکى، آهسته، یواش، کم، به چابکى، تند، با خونسردى، از روى بى علاقگى
scant
اندک، کم، معدود، قلیل، نحیف، مقدار قلیل، کم دادن، بخیلانه دادن، تخفیف یافتن، ناکافى
remote
دور، دوردست، بعید، پرت، دور دست، جزیى، کم، متحرک remote عامیانه
junior
اصغر، موخر، کم، زودتر، تازه تر، دانشجوى سال سوم دانشکده یا دبیرستان
little
اندک، کم، کوچک، خرد، قد کوتاه، کوتاه، مختصر، ناچیز، جزیى، خورده، حقیر، محقر، معدود، بچگانه، درخور بچگى، پست
rarely
بندرت، کم، کمتر، ندرت، استثنایى، به طور فوق العاده، با مهارت کمیاب
lightly
به سبکى، آهسته، یواش، کم، به چابکى، تند، با خونسردى، از روى بى علاقگى
marginal
حاشیه اى، مرزى، وابسته به حاشیه، کم
low
خوار، دون، پست، صغیر، افتاده، فروتن، بى ادب، به طور پست مجازی
skimpy
لئیم، خسیس، قلیل، اندک، نحیف، ناقص احتمال
outside
بیرون، برون، ظاهر، محیط، دست بالا، برونى