فرهنگ آریان‌پور

کلیه

#۱۶۲٬۲۶۳

معنی‌های انگلیسی
۱

all

همه، تمام، کلیه، جمیع، هر گونه، همگى، همه چیز، داروندار، یکسره، تماماً، بسیار پیشوندى است به معنى " غیر " و " دیگر "

۲

kidney

گرده، کلیه، قلوه، مزاج، خلق، نوع

۳

whole

تمام، درست، دست نخورده، کامل، بى خرده، همه، سراسر، سالم

۴

round

گرد، بى خرده، نوبت، گرد کردن، بى خرده کردن، گرد (gerd) کردن، کامل کردن، تکمیل کردن، دور زدن، مدور، گردى، منحنى، دایره وار، عدد صحیح، مبلغ زیاد

۵

ensemble

یکمرتبه، مجموع، اثر کلى، به طور جمعى، دسته جمعى

۶

complement

متمم، متمم گرفتن، تعارفات معمولى، (ریاضى) متمم، مکمل، ضمائم، تزیینى، کامل کردن، متمم بودن