فرهنگ آریان‌پور

کلیشه

#۱۶۲٬۲۳۹

معنی‌های انگلیسی
۱

stereotype

کلیشه، کلیشه کردن، با کلیشه چاپ کردن، یک نواخت کردن، رفتار قالبى داشتن

۲

stereotypy

کلیشه، کلیشه کردن، با کلیشه چاپ کردن، یک نواخت کردن، رفتار قالبى داشتن

۳

type

سنخ، نوع، قسم، رقم، گونه، الگو، قبیل، حروف چاپى، کلیشه، باسمه، ماشین تحریر، طبقه بندى کردن، با ماشین تحریر نوشتن، نوع خون، نوع خون را معلوم کردن

۴

block

بند آوردن، انسداد، جعبه قرقره، اتحاد دو یاچند دسته بمنظور خاصى، بلوک، کنده، مانع و رادع، قطعه، بستن، مسدود کردن، مانع شدن از، بازداشتن، قالب کردن، توده، قلنبه، کند، سد

۵

plate

صفحه فلزى، ورقه یا صفحه، قاب (مثل قاب ساعت)، پلاک، لوح، لوحه، روکش، بشقاب، به قدر یک بشقاب روکش فلزى کردن، آبکارى فلزى کردن، روکش کردن، متورق کردن، صفحه، اندودن

۶

cliche

کلمه مبتذل

۷

gravure

گراور، شکل، حکاکى

۸

engraving

حکاکى