فرهنگ آریان‌پور

کلید

#۱۶۲٬۰۹۷

معنی‌های انگلیسی
۱

key

جزیره کوچک سنگى یا مرجانى، کلید، راهنما، وسیله راه حل، کلید بستن، کلید کردن، کوک کردن، با آچار بستن key برق‌

۲

clef

(موسیقى) کلید، مفتاح clef پیانو

۳

clue

گلوله کردن، به شکل کلاف یا گلوله نخ درآمدن، گلوله نخ، گره، گوى، (clew) کلید، راهنما، اثر، نشان، مدرک

۴

passkey

کلیدى که چند قفل را باز کند، مفتاح، کلید خصوصى

۵

passport

گذرنامه، تذکره، وسیله دخول، کلید

۶

switch

گزینه، راه گزین، راه گزیدن، ترکه، چوب زدن، سویچ برق، سویچ زدن، جریان را عوض کردن، تعویض