کلی
#۱۶۲٬۰۶۵
all
همه، تمام، کلیه، جمیع، هر گونه، همگى، همه چیز، داروندار، یکسره، تماماً، بسیار پیشوندى است به معنى " غیر " و " دیگر "
total
کل، جمع کل، کامل، کلى، تام، مطلق، مجموع، جمع، جمله، سرجمع، حاصل جمع، جمع کردن، سرجمع کردن
generic
نوعى، جنسى، عمومى، عام، کلى، وابسته به تیره
catholic
جامع، بلند نظر، آزاده، کاتولیک، عضو کلیساى کاتولیک
material
جنس، ماده، مصالح، مادى، جسمانى، مهم، عمده، کلى، جسمى، اساسى، اصولى، مناسب، مقتضى، مربوط، جسم
totality
کلیت، کلى، مقدار کلى، تمامیت، مجموع
schematic
قیاسى، نمودارى، الگو وار، طرح کلى
generalized
تعمیم یافته، کلى
block
بند آوردن، انسداد، جعبه قرقره، اتحاد دو یاچند دسته بمنظور خاصى، بلوک، کنده، مانع و رادع، قطعه، بستن، مسدود کردن، مانع شدن از، بازداشتن، قالب کردن، توده، قلنبه، کند، سد
global
سراسرى، کروى، جهانى
leprosy
(پزشکى) مرض جذام، جذام، خوره
blanket
پتو، جل، روکش، با پتو و یا جل پوشاندن، پوشاندن
gangrene
(پزشکى) قانقاریا، فساد عضو بر اثر نرسیدن خون، فاسد شدن، قانقاریا به وجود آمدن، تباه کردن
skeleton
کالبد، اسکلت، استخوان بندى، ساختمان، شالوده، طرح، طرح ریزى