فرهنگ آریانپور
کلوخه
#۱۶۲٬۰۳۸
gob
تکه، تخته، تخته کف، کلوخه، مقدار بزرگ و زیاد، یک دهن غذا، دهان، (آمریکایى) ملوان
clog
کنده، کلوخه، قید، پابند، ترمز سنگین کردن، کند کردن، مسدود کردن، بستن (لوله)، متراکم و انباشته کردن، زیادى پر کردن، لخته شدن
hunk
تکه بزرگ، کلوخه
lump
قلنبه، کلوخه، گره، تکه، درشت، مجموع، آدم تنه لش، توده، دربست، یکجا، قلنبه کردن، توده کردن، بزرگ شدن
nodule
قلنبه کوچک، کلوخه، برآمدگى، عقده
sod
چمن، مرغزار، کلوخ چمنى، با چمن، پوشاندن، چمن ایجاد کردن، خیس شدن
clod
کلوخ، خاک، لخته، دلمه