فرهنگ آریان‌پور

کلوخه

#۱۶۲٬۰۳۸

معنی‌های انگلیسی
۱

gob

تکه، تخته، تخته کف، کلوخه، مقدار بزرگ و زیاد، یک دهن غذا، دهان، (آمریکایى) ملوان

۲

clog

کنده، کلوخه، قید، پابند، ترمز سنگین کردن، کند کردن، مسدود کردن، بستن (لوله)، متراکم و انباشته کردن، زیادى پر کردن، لخته شدن

۳

hunk

تکه بزرگ، کلوخه

۴

lump

قلنبه، کلوخه، گره، تکه، درشت، مجموع، آدم تنه لش، توده، دربست، یکجا، قلنبه کردن، توده کردن، بزرگ شدن

۵

nodule

قلنبه کوچک، کلوخه، برآمدگى، عقده

۶

sod

چمن، مرغزار، کلوخ چمنى، با چمن، پوشاندن، چمن ایجاد کردن، خیس شدن

۷

clod

کلوخ، خاک، لخته، دلمه