فرهنگ آریان‌پور

کله

#۱۶۱٬۹۶۴

معنی‌های انگلیسی
۱

pate

کله، سر، سر یا قسمتى از سر انسان، مغز pate عامیانه‌

۲

head

نوک، سر، کله، راس، عدد، ابتدا ى، انتها، دماغه، دهانه، رئیس، سالار، عنوان، موضوع، منتها درجه، موى سر، فهم، خط سر، فرق، سرصفحه، سرستون، سر درخت، اصلى، عمده، مهم سر گذاشتن به، داراى سر کردن، ریاست داشتن بر، رهبرى کردن، دربالا واقع شدن head ـ (58)

۳

pash

ضربت خرد کننده، سقوط برف سنگین، باران شدید، یورش، نرمى، با زور پرتاب کردن، کوبیدن، رگبار تند باریدن، سر، کله

۴

loaf

قرص نان، کله قند، تکه، وقت را بیهوده گذراندن، ولگردى کردن

۵

brain

مغز، مخ، کله، هوش، ذکاوت، فهم، مغز کسى را درآوردن، به قتل رساندن

۶

noddle

پشت سر، پشت گردن، سر، کله

۷

pericranium

(کالبد شکافى) قسمت خارجى جمجمه، سمحاق، (بشوخى) کله، مغز، فکر

۸

block

بند آوردن، انسداد، جعبه قرقره، اتحاد دو یاچند دسته بمنظور خاصى، بلوک، کنده، مانع و رادع، قطعه، بستن، مسدود کردن، مانع شدن از، بازداشتن، قالب کردن، توده، قلنبه، کند، سد

۹

skull

(کالبد شکافى) کاسه سر، جمجمه، فرق سر

۱۰

noggin

(naggin =) ـ سطل چوبى، لیوان چوبى، سر، سرانسان

۱۱

noodle

رشته فرنگى، ماکارونى، احمق، ابداع کردن پزشکی‌

۱۲

upstairs

بالاخانه، دراشکوب بالا، ساختمان فوقانى خودمانی‌