کله
#۱۶۱٬۹۶۴
pate
کله، سر، سر یا قسمتى از سر انسان، مغز pate عامیانه
head
نوک، سر، کله، راس، عدد، ابتدا ى، انتها، دماغه، دهانه، رئیس، سالار، عنوان، موضوع، منتها درجه، موى سر، فهم، خط سر، فرق، سرصفحه، سرستون، سر درخت، اصلى، عمده، مهم سر گذاشتن به، داراى سر کردن، ریاست داشتن بر، رهبرى کردن، دربالا واقع شدن head ـ (58)
pash
ضربت خرد کننده، سقوط برف سنگین، باران شدید، یورش، نرمى، با زور پرتاب کردن، کوبیدن، رگبار تند باریدن، سر، کله
loaf
قرص نان، کله قند، تکه، وقت را بیهوده گذراندن، ولگردى کردن
brain
مغز، مخ، کله، هوش، ذکاوت، فهم، مغز کسى را درآوردن، به قتل رساندن
noddle
پشت سر، پشت گردن، سر، کله
pericranium
(کالبد شکافى) قسمت خارجى جمجمه، سمحاق، (بشوخى) کله، مغز، فکر
block
بند آوردن، انسداد، جعبه قرقره، اتحاد دو یاچند دسته بمنظور خاصى، بلوک، کنده، مانع و رادع، قطعه، بستن، مسدود کردن، مانع شدن از، بازداشتن، قالب کردن، توده، قلنبه، کند، سد
skull
(کالبد شکافى) کاسه سر، جمجمه، فرق سر
noggin
(naggin =) ـ سطل چوبى، لیوان چوبى، سر، سرانسان
noodle
رشته فرنگى، ماکارونى، احمق، ابداع کردن پزشکی
upstairs
بالاخانه، دراشکوب بالا، ساختمان فوقانى خودمانی