فرهنگ آریان‌پور

کلفت کردن

#۱۶۱٬۷۸۳

معنی‌های انگلیسی
۱

thicken

کلفت کردن، ستبر کردن، ضخیم کردن، پرپشت کردن، کلفت تر شدن، غلیظ شدن

۲

inspissate

کلفت کردن، سفت کردن

۳

gross

ناخالص، فاهش، درشت، قراص، بزرگ، ستبر، عمده، زمخت، درشت بافت، زشت، شرم آور، ضخیم، بى تربیت، وحشى، توده، انبوه، وزن سرجمع چیزى (با ظرف و غیره در مقابل net یعنى وزن خالص)، جمع کل، بزرگ کردن، جمع کردن، زمخت کردن، کلفت کردن، به صورت سود ناویژه به دست آوردن