اموزش
#۱۶٬۱۵۲
lore
آموزش، معرفت، دانش، مجموعه معارف و فرهنگ یک قوم و نژاد، فرهنگ نژادى، افسانه ها و روایات قومى، فاصله بین چشم و منقار (یا دماغ) حیوانات
education
آموزش و پرورش instructional
instruction
آموزش، راهنمایى، دستورالعمل، دستوره
school
مدرسه، آموزشگاه، مکتب، دبستان، دبیرستان، تحصیل در مدرسه، تدریس در مدرسه، مکتب علمى یا فلسفى، دسته، جماعت همفکر، جماعت، گروه، دسته ماهى، گروه پرندگان، تربیب کردن، به مدرسه فرستادن، درس دادن
schooling
مدرسه، آموزشگاه، مکتب، دبستان، دبیرستان، تحصیل در مدرسه، تدریس در مدرسه، مکتب علمى یا فلسفى، دسته، جماعت همفکر، جماعت، گروه، دسته ماهى، گروه پرندگان، تربیب کردن، به مدرسه فرستادن، درس دادن school
beatification
سعادت جاودانى، آموزش، عمل تبرک کردن
study
مطالعه، بررسى، مطالعه کردن، تحصیل، درس، غور و بررسى، موضوع تحصیلى، اتاق مطالعه، تحصیل کردن، درس خواندن، خوانش، بررسى کردن
teaching
(past: taught ; past participle: taught) ـ آموختن، تعلیم دادن، درس دادن، مشق دادن، معلمى یا تدریس کردن
learning
(past: learned, learnt ; past participle: learned, learnt) ـ فراگرفتن، آموختن، یاد گرفتن، آگاهى یافتن، فرا گرفتن، خبر گرفتن، فهمیدن، دانستن
training
قطار، دنباله، دم، آزار، رشته، سلسله، متلزمین، نظم، ترتیب، سلسله وقایع توالى، حیله جنگى، حیله، تله، فریب اغفال، تربیت کردن، پروردن، ورزیدن، فرهیختن، ورزش کردن، نشانه رفتن train