فرهنگ آریان‌پور

اموزاندن

#۱۶٬۱۴۷

معنی‌های انگلیسی
۱

instruct

آموزاندن، آموختن به، راهنمایى کردن، تعلیم دادن (به)، یاد دادن (به)

۲

breed

(past: bred ; past participle: bred) ـ پروردن، بار آوردن، زائیدن، به دنیا آوردن، تولید کردن، تربیت کردن، فرزند، اولاد، اعقاب، جنس، نوع، گونه

۳

drill

تمرین، مشق نظامى، مته زدن، مته، تعلیم دادن، تمرین کردن

۴

teach

(past: taught ; past participle: taught) ـ آموختن، تعلیم دادن، درس دادن، مشق دادن، معلمى یا تدریس کردن

۵

school

مدرسه، آموزشگاه، مکتب، دبستان، دبیرستان، تحصیل در مدرسه، تدریس در مدرسه، مکتب علمى یا فلسفى، دسته، جماعت همفکر، جماعت، گروه، دسته ماهى، گروه پرندگان، تربیب کردن، به مدرسه فرستادن، درس دادن

۶

educate

فرهیختن، تربیت کردن، دانش آموختن، تعلیم دادن

۷

familiarize

آشنا کردن، آشنا ساختن، خو دادن، عادت دادن، معلوم کردن، خودمانى کردن

۸

indoctrinate

آموختن، تلقین کردن، آغشتن، اشباع کردن، تعالیم مذهبى یا حزبى را آموختن به