فرهنگ آریان‌پور

کلاً

#۱۶۱٬۴۰۸

معنی‌های انگلیسی
۱

by and large

کلاً، روى هم رفته

۲

enmasse

یک دفعه، یک مرتبه، یکهو، کلاً، به طور کلى

۳

totally

سر به سر، جمعاً، به طور سرجمع، روى هم رفته، کاملاً، کلاً

۴

teetotally

کاملاً، کلاً، تماماً

۵

hand and foot

کاملاً، کلاً، تماماً

۶

entirely

تمام، درست، دست نخورده، بى عیب