فرهنگ آریان‌پور

کفشیر

#۱۶۱٬۳۲۹

معنی‌های انگلیسی
۱

borax

بوره، تن کار، بوراق، کفشیر

۲

solder

لحیم، کفشیر، جوش، وسیله التیام و اتصال، لحیم کردن، جوش دادن، التیام دادن