واژههای فارسی←کفش دار کردنفرهنگ آریانپورکفش دار کردن#۱۶۱٬۲۸۶شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱shoe(past: shod ; past participle: shod) ـ کفش، نعل اسب، کفش پوشیدن، داراى کفش کردن، نعل زدن بهواژههای نزدیک در الفباکفایت بامشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکفایت کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکفایت کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکفایت مذاکراتمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکفایت مذاکرات - رای -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکفایت مذاکرات در پارلمان و گردهماییمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر