فرهنگ آریانپور
کف دریا
#۱۶۱٬۱۰۳
seabed
کف دریا، بستر اقیانوس
meerschaum
(معدن) هیدروسیلیکات منیزیم، سرچپق یا سرقلیانى که از این سنگ ساخته مى شود، کف دریا
ground
(past: ground ; past participle: ground) ـ کوبیدن، عمل خرد کردن یا آسیاب کردن، سایش، کار یکنواخت، آسیاب کردن، خرد کردن، تیز کردن، سائیدن، اذیت کردن، آسیاب شدن، سخت کار کردن