فرهنگ آریان‌پور

کف دار شدن

#۱۶۱٬۱۰۱

معنی‌های انگلیسی
۱

froth

کف، سرجوش، (مجازى) یاوه، سخن پوچ، کف کردن، بکف آوردن، اظهار کردن، نمایاندن، صدا زدن