فرهنگ آریان‌پور

اموخته

#۱۶٬۱۰۷

معنی‌های انگلیسی
۱

wont

آموخته، معتاد به، خو گرفته، عادت، رسم، خو گرفتن یا خو دادن اسب‌ و غیره‌

۲

alumnus

فارغ التحصیل، دانش آموخته

۳

taught

(past: taught ; past participle: taught) ـ آموختن، تعلیم دادن، درس دادن، مشق دادن، معلمى یا تدریس کردن

۴

broken

(past: broke ; past participle: broken) ـ شکستن، خرد کردن، نقض کردن، شکاف، وقفه، طلوع، مهلت، شکست، از هم باز کردن، انقصال، شکستگى break

۵

learned

(past: learned, learnt ; past participle: learned, learnt) ـ فراگرفتن، آموختن، یاد گرفتن، آگاهى یافتن، فرا گرفتن، خبر گرفتن، فهمیدن، دانستن longhaired

۶

educated

فرهیختن، تربیت کردن، دانش آموختن، تعلیم دادن

۷

finished

به پایان رسانیدن، تمام کردن، رنگ و روغن زدن، تمام شدن، پرداخت رنگ و روغن، دست کارى تکمیلى، پایان، پرداخت کار

۸

accustomed

عادت دادن، آشنا کردن، آشنا شدن، معتاد ساختن، معتاد شدن، عادت، خو گرفتن، انس گرفتن

۹

experienced

ورزیده، با تجربه

۱۰

information

اطلاع، اخبار، مفروضات، اطلاعات، سوابق، معلومات، آگاهگان، پرسشگاه، استخبار، خبر رسانى

۱۱

accomplished

انجام دادن، به انجام رساندن، وفا کردن (به)، صورت گرفتن alumna