فرهنگ آریان‌پور

کشیک

#۱۶۱٬۰۴۶

معنی‌های انگلیسی
۱

watch

پائیدن، دیدبان، پاسدارى، کشیک، مدت کشیک، ساعت جیبى و مچى، ساعت، مراقبت کردن، مواظب بودن، بر کسى نظارت کردن، پاسدارى کردن

۲

picket

دستک، میخ چوبى، میخچه، چوب نوک تیز، چوب پرچین، کشیک، اعتصاب کردن، اعتصاب و جلوگیرى از ورود سایرین به محل کار، نرده کشیدن، مراقبت کردن، بستن، افسار کردن (اسب)، جلوکسى راه رفتن یا ایستادن

۳

sentry

نگهبان، کشیک، قراول، نگهبانى

۴

standby

جانشین، کشیک

۵

sentinel

نگهبان، قراول، دیده بان، کشیک، نگهبانى کردن

۶

vigilance

مراقبت، مواظبت، شب زنده دارى، کشیک، آمادگى، چالاکى، احتیاط، گوش بزنگى

۷

guard

نگهبان، پاسدار، پاسدارى کردن، پاسبان، مستحفظ، گارد، احتیاط، نرده روى عرشه کشتى، نرده حفاظتى، پناه، حایل، حالت آماده باش در شمشیر بازى و مشت زنى و امثال آن، نگاه داشتن، محافظت کردن، نگهبانى کردن، پاییدن