فرهنگ آریانپور
کشیش
#۱۶۰٬۹۸۸
abbe
کشیش، راهب، آبه، پدر روحانى
cleric
کشیش
priest
کشیش، مچتهد، روحانى، کشیشى کردن
hieratic
کشیش، کاهنى
churchman
کشیش، نگهبان کلیسا، عضو کلیسا
clergyman
کشیش، روحانى
ecclesiastic
کشیش، علم اداره ى کلیساها، مربوط به کلیسا، اجتماعى
presbyterate
کشیش
padre
پدر روحانى، کشیش، قاضى عسکر
divine
خدایى، یزدانى، الهى، کشیش، استنباط کردن، غیب گویى کردن
cassock
جبه، دلق، قبا، خرقه پوش، کشیش
provost
رئیس، شهردار، کشیش، ناظم دانشکده
herdsman
چوپان، گله دار، رمه دار، (مجازى) کشیش، روحانى
minister
وزیر، وزیر مختار، کشیش کمک کردن، خدمت کردن، پرستارى کردن، بخش کردن
priestess
کشیشه، کاهنه
shaveling
آدم اصلاح کرده، سرتراشیده، کشیش