فرهنگ آریان‌پور

کشیدن‌ خوراک

#۱۶۰٬۹۳۰

معنی‌های انگلیسی
۱

dish

ظرف، بشقاب، دورى، سینى، خوراک، غذا، در بشقاب ریختن، مقعر کردن

۲

serve

خدمت کردن، خدمت انجام دادن، به کار رفتن، به درد خوردن، (در بازى) توپ را زدن