فرهنگ آریانپور
کشیدن از - دست -
#۱۶۰٬۹۰۲
leave
(past: left ; past participle: left) ـ برگ دادن، جوانه زدن، باقى گذاردن، رها کردن، ول کردن، گذاشتن، دست کشیدن از، رهسپار شدن، عازم شدن، ترک کردن برگ درخت، اجازه، اذن، مرخصى، رخصت
discard
دور انداختن، ول کردن، دست کشیدن از، متروک ساختن
forsaken
واگذاشتن، ول کردن، ترک کردن، ترک گفتن، دست کشیدن از
surcease
دست کشیدن از، پایان یافتن، به پایان رساندن، پایان، استراحت، باز ایستادن
disaccustom
ترک عادت دادن، دست کشیدن از، غیر معتاد ساختن
go out
خاموش شدن، اعتصاب کردن، دست کشیدن از، چاپ یا منتشر شدن، بیرون رفتن
give over
دست کشیدن از، ترک کردن، واگذار کردن، واگذاردن
knock off
دست کشیدن از، از کار دست کشیدن، مردن، کشتن
leave off
متارکه کردن، قطع کردن، دست کشیدن از