فرهنگ آریان‌پور

کشیدن از - دست -

#۱۶۰٬۹۰۲

معنی‌های انگلیسی
۱

leave

(past: left ; past participle: left) ـ برگ دادن، جوانه زدن، باقى گذاردن، رها کردن، ول کردن، گذاشتن، دست کشیدن از، رهسپار شدن، عازم شدن، ترک کردن برگ درخت، اجازه، اذن، مرخصى، رخصت

۲

discard

دور انداختن، ول کردن، دست کشیدن از، متروک ساختن

۳

forsaken

واگذاشتن، ول کردن، ترک کردن، ترک گفتن، دست کشیدن از

۴

surcease

دست کشیدن از، پایان یافتن، به پایان رساندن، پایان، استراحت، باز ایستادن

۵

disaccustom

ترک عادت دادن، دست کشیدن از، غیر معتاد ساختن

۶

go out

خاموش شدن، اعتصاب کردن، دست کشیدن از، چاپ یا منتشر شدن، بیرون رفتن

۷

give over

دست کشیدن از، ترک کردن، واگذار کردن، واگذاردن

۸

knock off

دست کشیدن از، از کار دست کشیدن، مردن، کشتن

۹

leave off

متارکه کردن، قطع کردن، دست کشیدن از