فرهنگ آریان‌پور

کشیدن - قرعه -

#۱۶۰٬۸۷۹

معنی‌های انگلیسی
۱

draw

(past: drew ; past participle: drawn) ـ کشیدن، رسم کردن، قرعه کشیدن، قرعه کشى، بیرون کشیدن، دریافت کردن، کشش

۲

ballot

ورقه راى، مهره راى و قرعه کشى، راى مخفى، مجموع آراء نوشته، با ورقه راى دادن، قرعه کشیدن