فرهنگ آریان‌پور

کشیدن - تیر -

#۱۶۰٬۸۴۵

معنی‌های انگلیسی
۱

pang

درد سخت، اضطراب سخت و ناگهانى، تیر کشیدن، درد، سوزش ناگهانى، حمله سخت

۲

stab

خنجر زدن، زخم زدن، سوراخ کردن، زخم چاقو، تیر کشیدن

۳

smart

زرنگ، زیرک، ناتو، باهوش، شیک، جلوه گر، تیر کشیدن (ازدرد)، سوزش داشتن

۴

sting

(past: stung ; past participle: stung) ـ نیش، زخم نیش، خلش، سوزش، گزیدن، تیر کشیدن، نیش زدن

۵

throe

تیر کشیدن (در د)، زایمان، رنج، گیرودار

۶

twinge

دور زدن، پیچیدن، درد کشیدن، تیر کشیدن، نیش، سوزش، سرزنش وجدان، درد شدید و ناگهانى

۷

prickle

خراش کوچک، خار، خارتیغ، خارنوک تیز، تیر کشیدن، نیش، سک زدن