فرهنگ آریانپور
کشیدن - تیر -
#۱۶۰٬۸۴۵
pang
درد سخت، اضطراب سخت و ناگهانى، تیر کشیدن، درد، سوزش ناگهانى، حمله سخت
stab
خنجر زدن، زخم زدن، سوراخ کردن، زخم چاقو، تیر کشیدن
smart
زرنگ، زیرک، ناتو، باهوش، شیک، جلوه گر، تیر کشیدن (ازدرد)، سوزش داشتن
sting
(past: stung ; past participle: stung) ـ نیش، زخم نیش، خلش، سوزش، گزیدن، تیر کشیدن، نیش زدن
throe
تیر کشیدن (در د)، زایمان، رنج، گیرودار
twinge
دور زدن، پیچیدن، درد کشیدن، تیر کشیدن، نیش، سوزش، سرزنش وجدان، درد شدید و ناگهانى
prickle
خراش کوچک، خار، خارتیغ، خارنوک تیز، تیر کشیدن، نیش، سک زدن