فرهنگ آریان‌پور

کشیدن - بیرون -

#۱۶۰٬۸۴۱

معنی‌های انگلیسی
۱

draw

(past: drew ; past participle: drawn) ـ کشیدن، رسم کردن، قرعه کشیدن، قرعه کشى، بیرون کشیدن، دریافت کردن، کشش

۲

evoke

احضار کردن، فراخواندن، برگرداندن، بیرون کشیدن

۳

skink

(جانور شناسى) انواع سوسمارهاى شن زى، سقنقر، بیرون کشیدن، ریختن

۴

elicit

بیرون کشیدن، استخراج کردن، استنباط کردن

۵

extract

استخراج کردن، عصاره گرفتن، بیرون کشیدن، اقتباس کردن، شیره، عصاره، زبده، خلاصه

۶

solicit

درخواست کردن، التماس کردن، خواستن، تقاضا کردن، جلب کردن، تشجیع کردن، خواستار بودن، بیرون کشیدن، وسوسه کردن

۷

aspirate

حلقى، از حلق اداء کردن، با نفس تلفظ کردن، خالى کردن، بیرون کشیدن (گاز یا بخار از ظرفى)، حرف H اول کلمه اى را به طور حلقى تلفظ کردن