فرهنگ آریانپور
کشیدن - بو -
#۱۶۰٬۸۳۹
nose
بینى، عضو بویایى، نوک بر آمده هر چیزى، دماغه، بو کشیدن، بینى مالیدن به، مواجه شدن با
scent
بو، عطر، ردشکار، سراغ، سررشته، پى، رایحه، خوشبویى، ادراک، بو کشیدن
sniff
بینى گرفتن، فن فن کردن، آب بینى را بالا کشیدن، بو کشیدن، موس موس کردن، استشمام کردن
snook
بو کشیدن، جستجو کردن، کش رفتن، عطسه، زفیر، گوشه و کنایه
snuffle
با صداى بلند نفس کشیدن، با زحمت از بینى نفس کشیدن، تودماغى حرف زدن، بو کشیدن، زهد فروشى کردن، صداى خس خس بینى، نالیدن