فرهنگ آریان‌پور

کشیدن - بو -

#۱۶۰٬۸۳۹

معنی‌های انگلیسی
۱

nose

بینى، عضو بویایى، نوک بر آمده هر چیزى، دماغه، بو کشیدن، بینى مالیدن به، مواجه شدن با

۲

scent

بو، عطر، ردشکار، سراغ، سررشته، پى، رایحه، خوشبویى، ادراک، بو کشیدن

۳

sniff

بینى گرفتن، فن فن کردن، آب بینى را بالا کشیدن، بو کشیدن، موس موس کردن، استشمام کردن

۴

snook

بو کشیدن، جستجو کردن، کش رفتن، عطسه، زفیر، گوشه و کنایه

۵

snuffle

با صداى بلند نفس کشیدن، با زحمت از بینى نفس کشیدن، تودماغى حرف زدن، بو کشیدن، زهد فروشى کردن، صداى خس خس بینى، نالیدن