فرهنگ آریان‌پور

کشی - نقشه -

#۱۶۰٬۸۰۵

معنی‌های انگلیسی
۱

plat

قطعه زمین کوچک، قطعه، نقشه، طرح، نقشه کشى، زمینه سازى، نقشه کشیدن، بافتن گیسو

۲

drawing

(past: drew ; past participle: drawn) ـ کشیدن، رسم کردن، قرعه کشیدن، قرعه کشى، بیرون کشیدن، دریافت کردن، کشش draw

۳

designment

نقشه کشى، طراح ریزى

۴

projection

افکنش، تصویر، پیش آمدگى، پیش افکنى، برآمدگى، نقشه کشى، پرتاب، طرح، طرح ریزى، تجسم، پرتو افکنى، نور افکنى، آگراندیسمان، پروژه

۵

cartography

نقشه کشى

۶

draughtsmanship

نقشه کشى، طراحى