فرهنگ آریانپور
کشنده
#۱۶۰٬۶۴۹
killer
کشنده، قاتل
enticing
کشنده، فریبنده، اغوا کننده
attractive
کشنده، جاذب، جالب، دلکش، دلربا، فریبنده
deadly
مهلک، کشنده، قاتل
hauler
(haulier =) ـ کشنده، (در کان ذغال سنگ) ذغال کش، شرکت حمل و نقل کالا
mortal
فانى، فناپذیر، از بین رونده، مردنى، مرگ آور، مهلک، مرگبار، کشنده، خونین، مخرب، انسان
haulier
(hauler =) ـ کشنده، (در کان ذغال سنگ) ذغال کش، شرکت حمل و نقل کالا
inviting
جالب، کشنده، جاذب
murderous
قاتل وار، کشنده، سبع
pernicious
زیان آور، مضر، کشنده، نابود کننده، مهلک واژه هاى شامل
killing
کشتن، به قتل رساندن، ذبح کردن، ضایع کردن kill
virulent
زهر آگین، سم دار، تلخ، تند، کینه جو، بدخیم انسان
deathblow
ضربت مهلک پزشکی
perishing
مردن، هلاک شدن، تلف شدن، نابود کردن