فرهنگ آریانپور
کشمکش کردن
#۱۶۰٬۶۱۸
war
جنگ، حرب، رزم، محاربه، نزاع، جنگ کردن، دشمنى کردن، کشمکش کردن
spat
(past of spit) ـ حلزون خوراکى خیلى کوچک، بچه حلزون، مرافعه، کشمکش کردن، سیلى، سیلى زدن، به سیخ کشید، تف کرد، سوراخ کرد
wintle
(اسکاتلند) تقلا کردن، کشمکش کردن
scuffle
نزاع، غوغا، کشمکش، جنجال، مشاجره، کشمکش کردن، دست به یقه شدن با