فرهنگ آریان‌پور

کشمکش

#۱۶۰٬۶۱۱

معنی‌های انگلیسی
۱

bout

کشمکش، تقلا، یک دور مسابقه یا بازى

۲

skirmish

کشمکش، زد و خورد، جنگ جزیى، زد و خورد کردن

۳

stour

عظیم، غول آسا، بزرگ، قوى، تومند، خشن، سخت، شق، مقتدر، متعدد، کشمکش، عجله، هیجان، اختلاف، توفان

۴

tussle

تقلا، مسابقه جسمانى، کشمکش، مجادله، نزاع کردن، بحث کردن، تقلا کردن

۵

scuffle

نزاع، غوغا، کشمکش، جنجال، مشاجره، کشمکش کردن، دست به یقه شدن با

۶

tension

کشش، تنش، کشمکش، امتداد، تمدد، قوه انبساط، سفتى، فشار، بحران، تحت فشار قرار دادن

۷

conflict

ستیزه، کشاکش، کشمکش، نبرد، برخورد، ناسازگارى، تضاد، ناسازگار بودن، مبارزه کردن

۸

struggle

ستیز، کشاکش، تقلا کردن، کوشش کردن، دست و پا کردن، منازعه، کشمکش، تنازع

۹

scrimmage

غوغا، داد و بیداد، هنگامه، کشمکش، در تکاپو بودن، دست و پنجه نرم کردن

۱۰

wrestling

کشتى گرفتن، گلاویز شدن، دست به گریبان شدن، سر و کله زدن، تقلا کردن، کشتى، کشمکش، تقلا

۱۱

battle

رزم، پیکار، جدال، مبارزه، ستیز، جنگ، نبرد، نزاع، زد و خورد، جنگ کردن

۱۲

contest

مباحثه و جدل کردن، اعتراض داشتن بر، ستیزه کردن، مشاجره، مسابقه، رقابت، دعوا difference disagreement melee quarrel