فرهنگ آریانپور
کشف
#۱۶۰٬۵۷۴
discovery
کشف، اکتشاف، پى برى، یابش
find
(past: found ; past participle: found) ـ پیدا کردن، یافتن، جستن، تشخیص دادن، کشف کردن، چیز یافته، مکشوف، یابش
finding
(past: found ; past participle: found) ـ پیدا کردن، یافتن، جستن، تشخیص دادن، کشف کردن، چیز یافته، مکشوف، یابش find
overture
سوراخ، شکاف، آغاز عمل، پیش در آمد، افشا، کشف، مطرح کردن، با پیش در آمد آغاز کردن
detection
ردیابى، کشف، بازیابى، بازرسى، تفتیش، اکتشاف، یافت
intuition
درک مستقیم، انتقال، کشف، دریافت ناگهانى، فراست، بصیرت، بینش، شهود، اشراق
demodulation
تفکیک، پیاده کردن، (در رادیو) کشف رمز، کشف، تحمیل زدایى
treasure trove
خزانه، دفینه، گنج، (مجازى) کشف