فرهنگ آریان‌پور

کشف

#۱۶۰٬۵۷۴

معنی‌های انگلیسی
۱

discovery

کشف، اکتشاف، پى برى، یابش

۲

find

(past: found ; past participle: found) ـ پیدا کردن، یافتن، جستن، تشخیص دادن، کشف کردن، چیز یافته، مکشوف، یابش

۳

finding

(past: found ; past participle: found) ـ پیدا کردن، یافتن، جستن، تشخیص دادن، کشف کردن، چیز یافته، مکشوف، یابش find

۴

overture

سوراخ، شکاف، آغاز عمل، پیش در آمد، افشا، کشف، مطرح کردن، با پیش در آمد آغاز کردن

۵

detection

ردیابى، کشف، بازیابى، بازرسى، تفتیش، اکتشاف، یافت

۶

intuition

درک مستقیم، انتقال، کشف، دریافت ناگهانى، فراست، بصیرت، بینش، شهود، اشراق

۷

demodulation

تفکیک، پیاده کردن، (در رادیو) کشف رمز، کشف، تحمیل زدایى

۸

treasure trove

خزانه، دفینه، گنج، (مجازى) کشف