فرهنگ آریان‌پور

کشش

#۱۶۰٬۵۴۹

معنی‌های انگلیسی
۱

strain

کشش، زور، فشار، کوشش، درد سخت، تقلا، در رفتگى یا ضرب عضو یا استخوان، آسیب، رگه، صفت موروثى، خصوصیت نژادى، نژاد، اصل، زودبکار بردن، زور زدن، سفت کشیدن، کش دادن، زیاد کشیدن، پیچ دادن، کج کردن، پالودن، صاف کردن، کوشش زیاد کردن، خسته کردن

۲

towage

کشش، عوارض یدک کشى، یدک کشى

۳

haulage

کشش، پولى که راه آهن بابت حمل و نقل قطار هاى بیگانه در مسیر خود مى گیرد

۴

tension

کشش، تنش، کشمکش، امتداد، تمدد، قوه انبساط، سفتى، فشار، بحران، تحت فشار قرار دادن

۵

attraction

کشش، جذب، جاذبه، کشندگى

۶

draw

(past: drew ; past participle: drawn) ـ کشیدن، رسم کردن، قرعه کشیدن، قرعه کشى، بیرون کشیدن، دریافت کردن، کشش

۷

jerk

تکان، تکان تند، حرکت تند و سریع، کشش، انقباض ماهیچه، تشنج، تکان سریع دادن، زود کشیدن، آدم احمق و نادان

۸

pull

کشیدن، به طرف خود کشیدن، کشش، کشیدن دندان، کندن، پشم کندن از، چیدن

۹

reach

رسیدن به، نائل شدن به، کشش، حصول، رسایى، برد

۱۰

tract

مدت، مرور، کشش، حد، وسعت، اندازه، داستان یانمایشنامه و یا حوادث مسلسل، نشان، اثر، رد بپا، رشته، قطعه، مقاله، رساله، نشریه

۱۱

extension

اضافى، الحاقى، کشش، تمدید، بسط، توسعه، گسترش، توسیع، تعمیم، تلفن فرعى

۱۲

magnetism

جذبه، کشش، خاصیت مغناطیسى، آهن ربایى

۱۳

gravitation

گرایش، کشش، جاذبه، قوه جاذبه، تمایل

۱۴

drive

(past: drove ; past participle: driven) ـ راندن، بردن، عقب نشاندن، سوارى کردن، کوبیدن (میخ و غیره)، تحریک کردن drive اقتصاد

۱۵

elasticity

قابلیت ارتجاعى