کشش
#۱۶۰٬۵۴۹
strain
کشش، زور، فشار، کوشش، درد سخت، تقلا، در رفتگى یا ضرب عضو یا استخوان، آسیب، رگه، صفت موروثى، خصوصیت نژادى، نژاد، اصل، زودبکار بردن، زور زدن، سفت کشیدن، کش دادن، زیاد کشیدن، پیچ دادن، کج کردن، پالودن، صاف کردن، کوشش زیاد کردن، خسته کردن
towage
کشش، عوارض یدک کشى، یدک کشى
haulage
کشش، پولى که راه آهن بابت حمل و نقل قطار هاى بیگانه در مسیر خود مى گیرد
tension
کشش، تنش، کشمکش، امتداد، تمدد، قوه انبساط، سفتى، فشار، بحران، تحت فشار قرار دادن
attraction
کشش، جذب، جاذبه، کشندگى
draw
(past: drew ; past participle: drawn) ـ کشیدن، رسم کردن، قرعه کشیدن، قرعه کشى، بیرون کشیدن، دریافت کردن، کشش
jerk
تکان، تکان تند، حرکت تند و سریع، کشش، انقباض ماهیچه، تشنج، تکان سریع دادن، زود کشیدن، آدم احمق و نادان
pull
کشیدن، به طرف خود کشیدن، کشش، کشیدن دندان، کندن، پشم کندن از، چیدن
reach
رسیدن به، نائل شدن به، کشش، حصول، رسایى، برد
tract
مدت، مرور، کشش، حد، وسعت، اندازه، داستان یانمایشنامه و یا حوادث مسلسل، نشان، اثر، رد بپا، رشته، قطعه، مقاله، رساله، نشریه
extension
اضافى، الحاقى، کشش، تمدید، بسط، توسعه، گسترش، توسیع، تعمیم، تلفن فرعى
magnetism
جذبه، کشش، خاصیت مغناطیسى، آهن ربایى
gravitation
گرایش، کشش، جاذبه، قوه جاذبه، تمایل
drive
(past: drove ; past participle: driven) ـ راندن، بردن، عقب نشاندن، سوارى کردن، کوبیدن (میخ و غیره)، تحریک کردن drive اقتصاد
elasticity
قابلیت ارتجاعى