فرهنگ آریان‌پور

کشتیرانی کردن

#۱۶۰٬۵۳۹

معنی‌های انگلیسی
۱

navigate

کشتیرانى کردن، هدایت کردن (هواپیما و غیره)، طبیعت، ذات، گوهر، ماهیت، خوى، آفرینش، گونه، نوع، خاصیت