فرهنگ آریان‌پور

کشتی شکستگی

#۱۶۰٬۴۶۹

معنی‌های انگلیسی
۱

wrack

کشتى شکستگى، خرابى، بدبختى، آشغال سبزى، خراب کردن، ویران شدن

۲

wreck

کشتى شکستگى، خرابى، لاشه کشتى و هواپیما و غیره، خراب کردن، خسارت وارد آوردن، خرد و متلاشى شدن

۳

shipwreck

کشتى شکستگى، غرق کشتى، غرق، کشتى شکسته شدن