فرهنگ آریان‌پور

کشتی شدن - سوار -

#۱۶۰٬۴۶۷

معنی‌های انگلیسی
۱

ship

کشتى، جهاز، کشتى هوایى، هواپیما، با کشتى حمل کردن، فرستادن، سوار کشتى شدن، سفینه، ناو

۲

embarkation

سوار کشتى شدن