فرهنگ آریان‌پور

کشتن - خشونت -

#۱۶۰٬۳۱۶

معنی‌های انگلیسی
۱

slay

(past: slew ; past participle: slain) ـ با خشونت کشتن، به قتل رساندن، کشتار کردن، ذبح کردن