فرهنگ آریان‌پور

کشاورزی‌ کردن

#۱۶۰٬۲۳۱

معنی‌های انگلیسی
۱

farm

کشتزار، مزرعه، زمین مزروعى، پرورشگاه حیوانات اهلى، کاشتن