فرهنگ آریانپور
املا کردن
#۱۶٬۰۲۲
spell
(past: spelt, spelled ; past participle: spelt, spelled) ـ هجى کردن، املاء کردن، درست نوشتن، پى بردن به، خواندن، طلسم کردن، دل کسى را بردن، سحر، جادو، طلسم، جذابیت، افسون، حمله ناخوشى، حمله
dictate
دیکته کردن، با صداى بلند خواندن، امر کردن