فرهنگ آریان‌پور

کش رفتن

#۱۶۰٬۱۸۱

معنی‌های انگلیسی
۱

ilch

کش رفتن، به چابکى دزدیدن، دزدیدن، دزدى

۲

filch

کش رفتن، به چابکى دزدیدن، دزدیدن، دزدى

۳

nim

دزدیدن، کش رفتن

۴

nip

نیشگون، گاز گرفتن، کش رفتن، جوانه زدن، شکفتن، مانع رشد و نمو شدن، به باد انتقاد گرفتن، در اثر سرما بى حس شدن، صدمه زدن، دردناک بودن، جفت جفت زدن، پریدن، جیم شدن، چیز، چیزى، جزیى، نیش، زخم زبان، سرمازدگى (گیاه وجوانه ها)، طعم تند و تیز (مثل فلفل)، سوزش، دزدى، منگنه، گیره، ذره، خرده

۵

palm

نخل، نخل خرما، نشانه پیروزى، کامیابى، کف دست انسان، کف پاى پستانداران، کف هر چیزى، پهنه، وجب، با کف دست لمس کردن، کش رفتن، رشوه دادن

۶

prig

شخص منفور، میخ کوچک، آدم خودنما، نکته گیر، ایرادگیر، کش رفتن، دزدیدن، التماس کردن، دله دزد

۷

snip

چیدن، زدن، قیچى کردن، پشم چیدن، بسرعت قاپیدن، کش رفتن، قطعه، برش، آدم احمق، ته سیگار، آدم کوچک یابى اهمیت

۸

swipe

ضربت سخت، حرکت جاروبى، جرعه طولانى، ضربه تند و شدید زدن، کش رفتن

۹

snook

بو کشیدن، جستجو کردن، کش رفتن، عطسه، زفیر، گوشه و کنایه

۱۰

snitch

خبرکش، دله دزدى کردن، کش رفتن

۱۱

pilfer

دله دزدى کردن، کش رفتن

۱۲

abstract

چکیده کردن، ربودن، بردن، کش رفتن، خلاصه کردن، جدا کردن، تجزیه کردن، جوهر گرفتن از، عارى از کیفیات واقعى (در مورد هنرهاى ظریف) نمودن خلاصه، مجرد، انتزاعى، چکیده، مجمل، خلاصه ى کتاب، مطلق، خیالى، غیرعملى، بى مسمى، خشک، معنوى، صریح، زبده، (اسم) معنى

۱۳

cop

پلیس، پاسبان

۱۴

sneak

دزدکى حرکت کردن، خود را پنهان ساختن، حرکت پنهانى sneak خودمانی‌

۱۵

mooch

ولگردى کردن، تلکه کردن