فرهنگ آریان‌پور

امکان

#۱۵٬۹۹۰

معنی‌های انگلیسی
۱

feasibility

امکان، شدنى بودن

۲

posse

نیروى اجتماعى، قدرت قانونى، دسته افراد پلیس، جماعت، قدرت، امکان

۳

facility

سهولت، امکان، وسیله، وسیله تسهیل، روانى، تردستى

۴

possible

شدنى، ممکن، امکان پذیر، میسر، مقدور، امکان

۵

eventuality

(possibility =) ـ امکان، احتمال

۶

possibility

مکان، شق، امکان، احتمال، چیز ممکن

۷

fear

ترس، بیم، هراس، ترسیدن (از)، وحشت

۸

swell

(past: swelled ; past participle: swollen, swelled) ـ باد کردن، آماس کردن، متورم کردن، باد غرور داشتن، تورم، برجستگى، برجسته، شیک، زیبا (در گویش، آمریکایى) عالى

۹

choice

پسند، انتخاب، چیز نخبه، برگزیده، منتخب

۱۰

option

خیار فسخ، خیار، اختیار، آزادى، اظهار میل، انتخاب، خصیصه اختیارى

۱۱

potency

توان، قدرت، توانایى، نیرومندى، لیاقت

۱۲

swelling

آماس، باد، ورم، باد کننده، متورم (شونده)، غلنبه

۱۳

potential

پتانسیل، بالقوه، عامل بالقوه، عامل، بالفعل، ذخیره اى، نهانى، پنهانى، داراى استعداد نهانى

۱۴

potentiality

عاملیت بالقوه، عاملیت بالفعل، استعداد نهانى