فرهنگ آریان‌پور

کسل کننده

#۱۵۹٬۸۵۰

معنی‌های انگلیسی
۱

drab

زن شلخته، فاحشه، جنده بازى کردن، یکنواخت و خسته کننده، خاکسترى، کسل کننده

۲

prosy

(prosaic tedious =) ـ کسل کننده، با اطناب

۳

drippy

بارانى، هواى گرفته، کسل کننده

۴

drowsy

خواب آلود، چرت زن، کسل کننده

۵

irksome

خستگى آور، کسل کننده، متنفر، آزرده

۶

mawkish

حالت تهوع نسبت به غذاى بد مزه، کسل کننده، به طور زننده احساساتى

۷

prosaic

خالى از لطف، کسل کننده، وابسته به نثر، نثرى

۸

tedious

ملالت آور، خسته کننده، کسل کننده، کج خلق، ناراضى